دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب
دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب

هاری

این مردی که میبنید 32 سالشه و تو ترکیه به هاری مبتلا شده.
یک‌بار از قرنطینه فرار کرده و در نهایت تو شرایط بدی تو یه مزرعه دستگیرش میکنن.
هاری یه ویروسه که وقتی علائمش شروع میشه مرگ انسان صد در صدی هست و هیچ راه نجاتی نداره.

ولی اگه قبل از ظاهر شدن علائم، مثلاً بعد از گاز گرفتن یا تماس با بزاق حیوان مشکوک، سریع بری دکتر و واکسن ضد هاری بزنی، تقریباً همیشه نجاتت میده.

ادامه نوشته

توبه و پشیمانی

توبه از درهای بزرگ لطف و رحمت الهی و موهبتی آسمانی است. اگر یک شخصی بارها و بارها بابت انجام عملی توبه کرده باشه اما باز هم اون عمل رو تکرار کنه، امید بخشش داره؟ اصلا باید چیکار کنه که دیگه اونو انجام نده؟

گل های عجیب طبیعت
توبه از درهای بزرگ لطف و رحمت الهی و موهبتی آسمانی است . انسان مومنی که مرتکب گناه شده واجب است که فورا توبه کند و روح تیره شده خود را با آب توبه واستغفار صیقلی دهد . توبه بعد از هر گناه، واجب شرعی است و اگر گناه، هزاران بار هم تکرار شود باز نه تنها توبه امر مطلوبی است بلکه واجبی شرعی و عقلی است . ممکن است انسان گنهکار از توبه کردن مکرر خسته و ملول گردد اما خداوند هرگز ازقبول

ادامه نوشته

خوشبختی۴

کی دنبال خوشبختیه؟ چهارمین حقیقت رو یاد بگیریم. کینه و نفرت رو از دلمون بیرون بریزیم و از هیچکس کدورت نداشته باشیم. در پست قبلی خودمون رو بخشیدیم و حالا سه گروه رو باید ببخشیم.

اول والدین ولو به ما ظلم کرده باشند چون در مقابل زحماتشون در اولویت هستند.. دوم همسر و فرزند و اقوام و سومین گروه همسایگان و دوستانی که به هر شکلی باهاشون کدورت داشتیم چرا؟ چون این خودمون هستیم که

ادامه نوشته

خوشبختی۳

کی دنبال خوشبختیه؟ سومین حقیقت رو یاد بگیریم. هیچوقت خودمون رو سرزنش نکنیم چون باعث میشه عزت نفس ما به شدت آسیب ببینه. یادمون باشه عزت نفس رو با غرور و خودمحوری اشتباه نگیریم.

در درون ما هفت صدا وجود داره که ما نباید صدای نفس اماره (منتقد درون) که دائم ما رو سرزنش می‌کنه رو با صدای نفس لوامه (وجدان) که ما رو آگاه می‌کنه که جبران کنیم. اشتباه بگیریم. منتقد درون پر حرف و ورّاجه و دائم ما رو بخاطر اشتباهات کوچیک سرزنش می‌کنه و ترس در ما ایجاد می‌کنه که توقف کنیم تا مبادا باز اشتباه کنیم و مثل موریانه از داخل ما رو فرسوده می‌کنه و اعتماد بنفس ما رو له می‌کنه و باعث میشه عزت

ادامه نوشته

حکایت قصاب

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" و ۱۰دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.سگ هم کیسه راگرفت و رفت.

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه

ادامه نوشته