دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب
دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب

خوشبختی۲

کی دنبال خوشبختیه؟ دومین حقیقت رو یاد بگیریم. از گفتن: من اشتباه کردم نترسیم. وگرنه در باتلاق خاطرات گذشته خفه میشیم. چون چیزی به اسم شانس یا بد شانسی وجود نداره. چون همه ی ماها اشتباه میکنیم. اشتباه باعث پیشرفتمون میشه. خدا گفته انسان موجودیه عجول جهول کفور هلوع...

پس نترس. بگو آره من اشتباه کردم و شتابزده تصمیم گرفتم. توی انتخابم با کسی وارد رابطه شدم که اشتباه بود. معامله ای کردم که حسابی باخت دادم. ولی عیبی نداره عوضش تجربه شد برام. الان کوهی از تجربیات همراهمه. کسی که بیشتر اشتباه کرده بیشتر درس گرفته. تا وقتی: من اشتباه کردم رو یاد نگرفتیم درجا میزنیم و دنبال مقصر میگردیم و دائم یا در گذشته ای اسیریم که گذشته.. و یا هول آینده ای رو داریم که

ادامه نوشته

خوشبختی۱

کی دنبال خوشبختیه؟ هفت حقیقت رو یاد بگیرید. حقیقت اول. اینا تجربیات زندگیه منه. اگه زندگیمو براتون تعریف کنم خون گریه میکنید به حالم. ولی مثله میخی که ضربات چکش رو نوش جان می‌کنه فقط و فقط قویتر شدم.

پس لطفاً تجربه رو دوباره تجربه نکنید. خوشبختی رو در لابلای این کلمات جستجو کن و حسابی بهش فکر کن و سرسری ازش نگذر. خوشبختی و بدبختی وجود خارجی نداره چون فقط یه حسّه و زاییده ذهن خودمونه. میتونی توی قصر روی تراول و شمش طلا بخوابی و اطرافت شلوغ باشه و حسّ بدبختی و تنهایی داشته باشی. و میتونی توی کپر تک و تنها ساده ترین زندگی رو داشته باشی و از زندگیت لذت ببری و با

ادامه نوشته

خوشبختی۱

کی دنبال خوشبختیه؟ هفت حقیقت رو یاد بگیرید. حقیقت اول. اینا تجربیات زندگیه منه. اگه زندگیمو براتون تعریف کنم خون گریه میکنید به حالم. ولی مثله میخی که ضربات چکش رو نوش جان می‌کنه فقط و فقط قویتر شدم.

پس لطفاً تجربه رو دوباره تجربه نکنید. خوشبختی رو در لابلای این کلمات جستجو کن و حسابی بهش فکر کن و سرسری ازش نگذر. خوشبختی و بدبختی وجود خارجی نداره چون فقط یه حسّه و زاییده ذهن خودمونه. میتونی توی قصر روی تراول و شمش طلا بخوابی و اطرافت شلوغ باشه و حسّ بدبختی و تنهایی داشته باشی. و میتونی توی کپر تک و تنها ساده ترین زندگی رو داشته باشی و از زندگیت لذت ببری و با

ادامه نوشته

به این معما کی جواب میده؟

سه رفیق برای خرید به یک میوه فروشی میرن و آلوچه میخرن. قیمت آلوچه ۳۰ هزار تومان میشه و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن میدن و آلوچه رو میخرن. بعد از رفتن آنها صاحب مغازه به شاگردش میگه من اشتباه کردم قیمت آلوچه ۲۵ هزار تومان شد. این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردون. شاگرد ۲هزار تومان را برای خودش بر میداره و فقط ۳ هزار تومانش رو به اونا میده. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کردن که۳×۹ برابر ۲۷ می شود. این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است می شود ۲۹ هزار تومان. هزار تومان باقیمانده کجاست؟.

ادامه نوشته

یا علی علیه السلام

سید علی موسوی گرمارودی

خجسته باد نام خداوند،نیکوترین آفریدگان که تو را آفرید
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

ادامه نوشته