دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب
دلنوشته های روزمره

دلنوشته های روزمره

مرد تنهای شب

غیبت

کسی که در درونش نوری ندارد، در تاریکی دیگران گم می‌شود. ویلیام بلیک
انسان آزاد می‌شود، نه زمانی که به خواسته‌هایش برسد، بلکه وقتی دیگر برده‌ی آنها نباشد. فرانتس کافکا
هیچ‌کس نمی‌تواند نجاتت دهد، مگر خودت؛ و این هم‌زمان هم ترسناک است و هم نجات‌بخش. چارلز بوکوفسکی
کسی که خودش را می‌شناسد، نیازی به تأیید دیگران ندارد. لائوتسه
وقتی یاد بگیری چگونه تنها باشی، دیگر هر همراهی را نمی‌پذیری. شارل بودلر
پیشنهاد میشه که: کمی عجایب خلقت ببینیم
سوسک آب نبات
این موجودات خوشگل که میبینید به سوسک آب نباتی معروفن
انقد بامزه و خوشگلن که چندین گزارش مبنی بر بلعِ اشتباهی توسط کودکان داشتن

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟
حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟

ادامه نوشته

فرشته زمینی مادر

مادرم را هیچوقت ندیدم که پرواز کند ؛ زیرا به پایش مرا بسته بود.


یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

ادامه نوشته

عالم ارواح

اینکه مردم در عالم ارواح، میثاق الهی را پذیرفته و یا با سوار شدن بر زورق شکسته ی تکبّر و نخوت، از قبول آن سرپیچی کرده اند؛ خود، علامت خوبی برای وجود اختیار در آن عالم است؛

چرا که اگر مردم نسبت به پذیرش مواثیق الهی مجبور بودند باید همگی به صورت یکسان نسبت به همه ی پیمان‌های حضرت حق مجبور باشند در حالی که در این فرمایش حضرت باقر (علیه السلام) خلاف این امر بیان شده و وجود اختیار در عالم ارواح از ظاهر کلام ایشان مشهود است.

ادامه نوشته

گل حیات

خلاصه ای از کتاب گل حیات


چگونه سقوط آتلانتیس حقیقت ما را تغییر داد؟کمی قبل از ۱۳هزار سال پیش اتفاق قابل توجهی در تاریخ سیاره ما رخ داد که ما در صدد جستجوی جزئیات دقیق آن هستیم، زیرا اتفاقاتی که در گذشته رخ داده است امروزه در تمام جنبه های زندگی ما تاثیر گذاشته است. تمام چیزهایی که در زندگی روزمره مان تجربه می کنیم، از قبیل تکنولوژی که بکار می بریم، جنگهای ویرانگر و غذایی که می خوریم و حتی نحوه تعریف ما از زندگی نتیجه مستقیم اتفاقاتی است که در طول

ادامه نوشته

ملا نصرالدین

مردی که خیال می‌کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملانصرالدین کرد و گفت: خجالت نمی‌کشی خود را مسخره مردم نموده‌ای و همه تو را دست می‌اندازند در صورتی که من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می‌کنم؟


ملا گفت: آیا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟
دانشمند گفت: اتفاقاً چرا!
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است. همان چیز نرم دم الاغ من بوده است.

ادامه نوشته